فرهنگ اعتیاد به کار چرا کارآمد نیست و چگونه آن را اصلاح کنیم؟
اعتیاد به کار مشکلی بزرگتر از آن چیزی است که بسیاری از رهبران کسبوکار تصور میکنند. علاوه بر این، وجود فرهنگ اعتیاد به کار» در سازمان میتواند مشکلات زیادی ایجاد کند؛ چرا که روحیه کارکنان در محیط کار را تضعیف کرده و بهرهوری کلی را کاهش میدهد.
اگر تردید به این موضوع نگاه میکنید و فکر میکنید ساعتهای طولانی کار شما و تیمتان واقعاً ارزشش را دارد بیایید نگاه دقیقتری به این مبحث داشته باشیم.
مطالعات نشان دادهاند که بیش از ۴۰ ساعت کار در هفته، در صورتی که به طور مداوم تکرار شود، به هیچ وجه بهرهوری نخواهد داشت.
پژوهشگران دانشگاه استنفورد به این نتایج دست یافتهاند:
کاهش خروجی کلی: بازدهی کل در یک هفته کاری ۶۰ ساعته، در واقع کمتر از بازدهی تولیدشده در یک هفته کاری ۴۰ ساعته بود.
افت شدید بهرهوری: بهرهوری در هفتههای ۶۰ ساعته، کمتر از دو سوم بهرهوری در هفتههای کاری ۴۰ ساعته بود.
بیفایده بودن ساعات اضافه: کارکنانی که بیش از حد کار میکنند، ممکن است در تمام ساعات روز کاری به شدت کمبازدهتر باشند. میانگین بهرهوری آنها به قدری کاهش مییابد که ساعتهای اضافهکاری هیچ فایدهای ندارد و در واقع آسیبرسان و مضر است.
افزایش اشتباهات ناشی از خستگی: پس از تعداد ساعات مشخصی- یا شاید در آخرین روز هفته-، کارمند ممکن است به قدری خسته باشد که کارهای اضافی انجامشده منجر به اشتباهات و بیدقتیهایی شود که جبران و رفع آنها زمان بیشتری نسبت به خود ساعتهای اضافهکاری صرف کند.
این یافتهها در تمامی صنایع و انواع مشاغل صدق میکند. توجه داشته باشید که منظور ما یک هفته کاری ۶۰ ساعته گاهبهگاه نیست، بلکه صحبت از ماهها پشت سر هم کار کردن با ساعتهای طولانی است.
مبارزه با اعتیاد به کار
بنابراین، یک مالک یا رهبر کسبوکار چگونه میتواند فرهنگ اعتیاد به کار را متحول کند؟ این تغییر اغلب با نگاه کردن به رفتارهای خود فرد شروع میشود. در نهایت، کارکنان معمولاً از الگویی که مدیریت تعیین میکند پیروی میکنند.
چه به اعتیاد خود به کار افتخار کنید و چه صرفاً به دام عادتهای بد افتاده باشید، مهم است که راهی برای کاهش ساعات کاری خود پیدا کنید. برای برقراری ساعات کاری معقولتر و پربازدهتر چه کاری میتوانید انجام دهید؟
البته تغییر فرهنگ اعتیاد به کار به زمان و تمرین نیاز دارد. با این حال، هدف نهایی شما باید این باشد که از طریق گامهای عملی زیر، هفته کاری خود و تیمتان را به چیزی نزدیک به ۴۰ ساعت کاهش دهید.

نقاط ضعف خود را بشناسید؛
باز هم تأکید میشود که اولین قدم برای عقبنشینی از هفتههای کاری ۵۰، ۶۰ و ۷۰ ساعته، شناخت خودتان است. بپذیرید که اضافهکاری مداوم نه برای کارکنان و نه برای شرکت سالم و مفید نیست.
آیا غرق در صندوق ورودی ایمیل، تماسهای تلفنی، پیامکها یا جلسات میشوید؟ شاید نیاز شما به متصل ماندن همیشگی یا حضور در تکتک جلسات، ناشی از یک کمالگرایی افراطی و نادرست باشد.
یا شاید نیاز دارید که کارآمدتر کار کنید. بسیاری از راههای کاهش ساعات کاری نیازمند مدیریت زمان هستند. برخی از تکنیکهای رایج مدیریت زمان عبارتند از:
برنامهریزی زمانی: زمانی را در تقویم خود برای برنامهریزی روزانه یا هفتگی اختصاص دهید. هر روز صبح در اولین فرصت، یک ساعت را به برنامهریزی و اولویتبندی روز خود اختصاص دهید و سپس طبق همان برنامه پیش بروید.
اولویتبندی جلسات: تصمیم بگیرید که آیا واقعاً باید در هر جلسهای که به آن دعوت میشوید شرکت کنید یا خیر. از خود بپرسید: «آیا شرکت در این جلسه ارزشی برای کار من ایجاد میکند؟» شاید شما و همکارتان بتوانید کارها را تقسیم کنید؛ به این صورت که در جلسات به صورت نوبتی شرکت کرده و نتایج را به یکدیگر گزارش دهید.
اعلام محدودیت زمانی: اگر زمانی که وقت کمی دارید کسی با شما تماس گرفت یا وارد دفترتان شد، به او اطلاع دهید که قبل از جلسه یا کار بعدی خود تنها ۵ یا ۱۰ دقیقه وقت دارید.
ارزش قائل شدن برای زمان خانواده: اگر به طور مداوم برای کار از زمان خانواده خود میزنید، زمان اختصاصی خانواده را به تقویم خود اضافه کنید و برای آن زمان به اندازه یک جلسه مهم با تیم مدیریت ارزش و اولویت قائل شوید.
در نظر گرفتن زمان برای اتفاقات غیرمنتظره: آیا تمام روز خود را پر از جلسه کردهاید؟ این تصور که میتوانید کل روز را بدون استراحت در جلسات شرکت کنید و در عین حال به راهنمایی کارکنان، پاسخ به ایمیلها، تحلیل دادهها یا نوشتن گزارشها بپردازید، واقعبینانه نیست. بپذیرید که باید در طول روز زمانی را برای وقایع غیرمنتظره در نظر بگیرید.
پیدا کردن روشی که برای شما مناسب باشد زمانبر است؛ به آن فرصت دهید. همچنین در نظر داشته باشید تکنیکهای مدیریت زمانی که در یک شرکت یا یک شغل برای شما کارساز بودهاند، ممکن است برای تمام طول مسیر شغلیتان مناسب نباشند. نسبت به امتحان کردن روشهای جدید پذیرا باشید.
از همفکری دیگران بهره ببرید
گفتگویی را در تمامی سطوح مدیریتی آغاز کنید و از دیگران بپرسید به نظر آنها چه کارهایی را میتوان از برنامه روزانه حذف کرد. برخی از گزینههای قابل بررسی عبارتند از:
آیا کار یا فرآیندی وجود دارد که بتوان آن را سادهتر یا به طور کلی حذف کرد؟
آیا شرکت نیاز دارد برای افزایش کارایی، روی نرمافزارها یا برنامههای بهروز سرمایهگذاری کند؟
آیا ساعتهای کاری انعطافپذیر یا امکان دورکاری به بهبود بهرهوری کمک میکند؟
آیا جلساتی وجود دارند که بتوان آنها را حذف کرد، کوتاهتر نمود و یا دفعات برگزاریشان را کاهش داد؟
آیا زمان آن رسیده است که نیروهای دائمی بیشتری استخدام کنید؟
اگر ساعتهای کاری طولانی، فصلی یا موقتی هستند، آیا نیروهای پیمانی و قراردادی میتوانند بار کاری را از روی دوش شما یا تیمتان بردارند؟
تغییر عادات میتواند سخت باشد. اگر زمانی تعهدتان کم شد، به یاد داشته باشید که اگر شما یا تیمتان دائماً تحت فشار باشید و ۵۰ تا ۷۰ ساعت در هفته کار کنید، فرسودگی شغلی رخ خواهد داد، بهرهوری کاهش مییابد و احتمالاً نرخ استعفای کارکنان افزایش مییابد. این وضعیت نه برای شرکت، نه برای تیم و نه برای خود شما خوب نیست.
انتظارات را تغییر دهید؛
زمانی که همیشه در دفتر حضور داشتید، افراد عادت کرده بودند که برای گرفتن پاسخ یا کمک به سراغ شما بیایند. همانطور که ساعات کاری خود را کاهش میدهید، مدتی طول میکشد تا تیم شما متوجه شود که ۲۴ ساعته و در تمام روزهای هفته در دسترس نیستید.
شما میتوانید با ارجاع دادنهای ساده، به کارکنان آموزش دهید که به دیگران هم اتکا کنند؛ مثلاً بگویید: «من دارم به مسابقه بیسبال پسرم میروم، اما شارون میتواند در این زمینه به شما کمک کند.» یا «من باید این گزارش را برای هیئت مدیره تمام کنم، پس به مک مراجعه کنید؛ او متخصص داخلی ما در سیستم پرداخت حقوق است.»
این ارجاع دادنها را به عنوان شانه خالی کردن از مسئولیتهای خود تلقی نکنید. برای اینکه یک رهبر واقعاً مؤثر باشید، باید اجازه دهید کارکنانتان مسئولیتهای بیشتری را بر عهده بگیرند.